الشيخ حسين المظاهري
326
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
او پيوسته خود را در محضر خداوند مى بيند . رسيدن به اين درجه ، براى كسى كه در راه اين گونه مباحث گام مى نهد ، بايسته است و شاعر چه نيكو سروده است : خيالك فى عينى و ذكرك فى خمى * و مثواك فى قلبى فاين تغيب نقش تو بر ديده ام و ياد تو بر زبانم و جايگاهت در دلم ، و كجا هست كه تو نباشى . ج ) اگر اين محبّت شدت يابد ، ديگر معصيتى از او برنمى خيزد و مخالفت و محبّت ، دو ضدند كه با يكديگر گرد نيايند . شاعر چه نيكو سروده است كه : تعصى الّا له و انت تظهر حبّه * هذا لعمرى فى الفعال لبديع لو كان حبّك صادقاً لا طعته * ان المحبّلمن يحبّ لمطيع خدا را سركشى مى كنى ، در حالى كه محبّت او را اظهار مى دارى و به جانم سوگند ، چنين عملكردى شگفت است . اگر محبّت تو ، راستين باشد ، تو از او فرمان مى برى ، چه ، دوستدار ، فرمانبر محبوب خود است . د ) گواراترين كاميابيها براى او ، عبادت است ، خواه جسمى باشد يا مالى . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( انّما يؤمن باياتنا الّذين اذا ذكّروا بها خرّوا سجّداً و سبحوا به حمد ربّهم و هم لا يستكبرون . تتجافي جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ينفقون . فلا تعلم نفس ما اخفي لهم من قرّه اعينٍ جزاءً بما كانوا يعملون . ) تنها كسانى به آيات ما ايمان آورده اند كه چون آيات ما را بشنود به سجده بيفتند و پروردگارشان را به پاكى بستايند و سركشى نكنند . از بستر خواب ، پهلو تهى مى كنند . پروردگارشان را با بيم و اميد مى خوانند و از آنچه به آنها داده ايم ، انفاق مى كنند ، و هيچ كس از آن مايهء شادمانى خبر ندارد كه به پاداش كارهايى كه مى كرده ، برايش